تبليغاتX
Librarian 2.0
Librarian 2.0 is the guru of the information age

واژۀ «Bibliometrics» يا «كتاب سنجي» از تركيب دو واژۀ «biblio» به معني "كتاب" و « metrics » به معني "سنجش" به وجود آمده است.  اصطلاح‌ كتاب سنجي را نخستين بار آلن پريچارد در 1969 در مقاله‌اي با عنوان «كتابشناسي آماري يا كتابسنجي» به منظور انجام مطالعاتي با هدف تعيين كميت‌ها در فرايند ارتباط نوشتاري به كاربرد ، تا پيش از 1969، اين علم، يا كتابشناسي آماري ناميده مي‌شد يا اصلا عنواني نداشت. اما بايد دانست كه كاربرد آن عملا به سال 1890 بر مي گردد، شايد بتوان اثر كمپل را كه با استفاده از روش‌هاي آماري به مطالعه موضوعي انتشارات پرداخت، نخستين تلاش در مطالعات كتاب سنجي به حساب آورد.  پريچارد واژۀ ابداعي خود "كتاب سنجي" را اين گونه تعريف مي‌كند: "كاربرد روشهاي رياضي و آماري در بررسي و استفاده از كتابها و ديگر مواد مكتوب و مظبوط كتابخانه‌اي". به  عقيده دايوداتو سه حوزه اساسي در كتاب سنجي وجود دارد: 1) قواعد توزيع پراكندگي نظير قواعد برادفورد، لوتكا و زيپف 2) تحليل استنادي؛ و 3) شاخص‌هاي تحقيقات انجام شده.
از اواسط دهه 1990 حوزه پژوهشي جديدي به نام «وب‌سنجي» بر پايه روش‌هاي « اطلاع‌سنجي و کتابسنجی» به وجود آمد كه كار آن، پژوهش درباره ماهيت و خصوصيات وب است. مفهوم وب‌سنجي، آنگونه كه امروزه موردنظر است، براي نخستين بار توسط آلمايند و اينگورسن مطرح شد و در سال 1997، اصطلاح "وب‌سنجي" به‌طور رسمي توسط آنها به‌كار رفت. وب‌سنجي را "مطالعه كمّي جنبه‌هاي توليد و استفاده از منابع اطلاعاتي، ساختارها، و فناوري‌ها در محيط وب با استفاده از مباني نظري كتابسنجي و اطلاع‌سنجي " تعريف كرده‌اند. چهار حوزه مطالعاتي در تحقيقات و مطالعات مرتبط با حوزه وب‌سنجي وجود دارد: 1) تجزيه و تحليل كمي و كيفي محتواي صفحات وب؛ 2) تجزيه و تحليل كمي و كيفي ساختار پيوندهاي وبي؛ 3) تجزيه و تحليل ميزان استفاده از وب؛ و 4) تجزيه و تحليل فناوري‌هاي وب (شامل ارزيابي عملكرد موتورهاي كاوش وب).

+ نوشته شده در  86/11/20ساعت 22:51  توسط محمد صابری  |